نقد فیلم بمب یک عاشقانه

0
135

نقد فیلم بمب یک عاشقانه

به نویسندگی و کارگردانی پیمان معادی
نقد فیلم بمب یک عاشقانه با حضور سعید رودکی و رضا پارسا کیان

دومین ساخته پیمان معادی بعد از شش سال از اکران “برف روی کاج ها” در مقام نویسنده و کارگردان
نه اثری بالاتر و نه پایین تر از ساخته قبلی اوست. “برف روی کاج ها”
که با توجه به موضوع بسیار حساسش در زمان خود با حواشی بسیاری در اکران همراه بود
و بالاخره با جرح و تعدیل هایی روانه اکران شد، شور وشوق معادی را برای ساخت اثری جدید کمتر کرد.
“بمب یک عاشقانه”، صرفا نه یک عاشقانه مدرن محسوب میشود و نه یک اثر درام با محوریت جنگ.

نقد فیلم بمب یک عاشقانه

بمب یک عاشقانه به شدت از کمبود قصه رنج میبرد و حتی فیلمسازهم تلاشی برای خلق قصه نمیکند.
طبق صحبت های فیلمساز ظاهرا فیلم براساس یک داستان کوتاه ساخته شده
اما فیلمنامه نویس در مقام نویسنده به هیچ عنوان نتوانسته
در دل جنگ و حتی اثرات آن قصه ای کامل و عاشقانه ای خلق کند.
فیلمساز دقیقا درجایی که شخصیت نوجوان قصه، قصد شروع داستان عاشقانه ای را دارد آن را درنطفه خفه میکند و مجدد داستان بی داستانی خودش را از سر میگیرد.

نقد فیلم بمب یک عاشقانه

مجموعه تصاویری بدون قصه

شخصیت ناظم مدرسه که کاملا فاقد شخصیت پردازیست و تا انتها هم به همین شکل باقی میماند.
اما بدتر از آن شخصیت همسر این ناظم با بازی لیلا حاتمی ست. لیلا حاتمی تا پانزده دقیقه پایانی فقط نقش آکساسوار را دارد
و به نظر نگارنده حتی بازیگر دیگری هم میتوانست جای او ایفای نقش کند.
بمب یک عاشقانه بدون قصه شروع میشود و با یک قصه ابتر ناتمام، تمام میشود.
بمب یک عاشقانه فاقد شخصیت پردازیست و تمام کاراکترهایی که وارد قصه میشنود
بدون معرفی و صرفا در لحظه کنش دار میشوند و در بعضی از لحظه ها هم کاملا منفعل عمل میکنند.
صحنه های مربوط به مدرسه تا حد زیادی همان رفتار خشک و غیر اخلاقی اکثر دبیران و ناظم های دهه بسته شصت را تداعی میکنند.
چه دانش آموزانی که در این دهه بارها مورد تنبیه بدنی همین افراد به اصطلاح فرهنگی قرار نگرفتند!.
بهترین بازی و بهترین بازیگر در این اثر فقط به کاراکتر نوجوان قصه تعلق میگیرد.
این نوجوان در اکثر صحنه ها به خوبی از پس خلق شخصیت برمی آید.

نقد فیلم بمب یک عاشقانه

عاشقانه ای در دل جنگ

چه صحنه های مربوط به رنگ زدن دیوار مدرسه و چه صحنه های مربوط به زیر زمین
کاملا نشان میدهد که این نوجوان معنی بازی کردن را به خوبی درک کرده. اما بهترین بازی این بازیگر در صحنه ای ست که
سرجلسه امتحان نامه ای که به دختر موردعلاقه اش نوشته را بیرون می آورد و نوک مدادش را روی آن میشکند.
مراقب از راه میرسد و برگه امتحانش را پاره میکند و سیلی محکمی به صورتش میزند.
در کل بمب یک عاشقانه تنها در صحنه های مربوط به مدرسه آن هم فقط در بعضی سکانس ها خوب عمل کرده.
اما جلوه های ویژه فیلم از نقاط قوت فیلم محسوب میشود. دوربین به خوبی از پس به تصویر کشیدن صحنه های مربوط به موشک باران برآمده.
محمود کلاری چه در مقام مدیر فیلمبرداری و چه در نقش یک پدر به خوبی از پس نقشش برآمده.
اما در طرف مقابل یکی از بدترین بازی های لیلا حاتمی را در این چند ساله اخیر شاهدیم.
او که بعد فیلم” من” توانایی خود را در نقش های منفی و بی ثبات به خوبی نشان داد در بمب یک عاشقانه
دقیقا همان کاری را کرده که در “بی پولی” نشان داده.

 

یک پایان غیر منتظره

اگر معادی بازیگر دیگری را برای این نقش درنظر میگرفت شاید کاراکتر مربوط به همسرش بیشتر دیده میشد.
اما فیلمساز در سکانس پایانی فیلم برخلاف انتظار سعی کرده که پایانی پیش بینی نشده را ارائه کند.
یک پایان به اصطلاح باز که واکنش های لیلا حاتمی در نقش همسر به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
در صحنه ای که پیمان معادی بیهوش و مصدوم از ساختمان بیرون آورده میشود و داخل آمبولانس گذاشته میشود واکنش لیلا حاتمی در نقش همسرش یک واکنش سرد و بی اهمیت است.

اگر معادی در بازنویسی بمب یک عاشقانه بیشتر وسواس به خرج می داد به احتمال زیاد اثر بهتر و تحسین برانگیزی خلق میکرد.
اما در نهایت آنچه که بر پرده اکران نشست چیزی جز صحنه هایی از موشک باران تهران و چند نگاه عاشقانه کودکانه نبود،فیلمی که باید با عنوان دیگری خطابش کرد :

بمب، یک فیلم بدون قصه

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید