نقد فیلم سینمایی” اولین انسان”

نقد فیلم سینمایی" اولین انسان".

0
169

نقد فیلم سینمایی” اولین انسان”.نقد فیلم سینمایی" اولین انسان"

چهارمین ساخته بلند دمین شزل در مقام کارگردان به مراتب اثری بهتر و پخته تر از “لالا لند” است. شزل که در اثر جدیدش به سراغ یکی از بحث برانگیزترین اکتشافات انسان رفته، توانسته تا حد زیادی حق مطلب را ادا کند. “اولین انسان” هم از لحاظ فیلمنامه و هم کارگردانی قابل بررسی ست.

فیلمنامه “جاش سینگر” کاملا تمرکز را روی شخصیت نیل آرمسترانگ قرار داده و همین امر باعث شده که اثر گرچه یک سفر اکتشافی را نمایان میکند اما تنها به عنوان یک درام بیوگرافی معرفی شود. فیلمنامه با بیماری و مرگ زودهنگام دخترکوچک نیل شروع میشود. فیلمنامه “جاش سینگر” کاملا تمرکز را روی شخصیت نیل آرمسترانگ قرار داده و همین امر باعث شده که اثر گرچه یک سفر اکتشافی را نمایان میکند اما تنها به عنوان یک درام بیوگرافی معرفی شود. فیلمنامه با بیماری و مرگ زودهنگام دخترکوچک نیل شروع میشود. مرگ زودهنگام “کارن” حتا تا قدم گذاشتن نیل روی سطح ماه از خاطر او نمیرود. در واقع مرگ کارن، سرنوشت کاری و زندگی شخصی نیل را تحت تاثیر قرار داد و این نقطه عطف سرنوشت بشیریت را دگرگون کرد. فیلمنامه در شخصیت پردازی درجاهایی موفق بوده و در بعضی موارد ناموفق. شخصیت پردازی نیل با توجه به زندگی شخصی اش تا حدود زیادی متناسب با مستندات ارائه شده اما اینکه آیا نیل در جاهایی پا فراتر گذاشته و مانند یه فیزیکدان عمل کرده مشخصه که اغراقی صورت گرفته. شروع فیلم اقتباسی از”میان ستاره ای” نولان بوده که در واقع یکی از بهترین سکانس های فیلم هم محسوب میشود. یک سکانس با کمترین دیالوگ اما کاملا کنش گرا. درهمین یک سکانس یکی از بهترین نقش آفرینی های رایان گاسلینگ را در فیلم شاهدیم. او برای لحظاتی از جو زمین خارج میشود و همین اتفاق خود بیانگر تلاش آتی قهرمان برای رسیدن به هدف غایی او عنوان میشود. اما مسئله ای که چندان واضح نیست معرفی شخصیت درونگرای نیل است که چه درمقام پدر و چه در مقام یک همسر بسیار سرد و درونگرا عمل میکند اما در مستندات زندگی شخصی آرمسترانگ چنین مسئله ای عنوان نشده. فیلمنامه مواردی که به دوران جنگ سرد مرتبط میشود را به خوبی بیان میکند. تلاش ایالات متحده برای اینکه در تمامی موارد به خصوص علوم فضایی نسبت به شوروی پیش قدم باشد.

تاکید جان اف کندی برای سفر به ماه خود گویای این مطلب است. اما فیلمنامه در بعضی از موارد پای شانس را به میان میاورد. زمانی که نیل برای ادای توضیحاتی در کنگره حضور دارد سه تن از دوستان و همکارانش در یک آزمایش پرتابی، اتاقک سفینه حامل دچار حریق میشود و هر سه نفر از بین میروند. تمام اتفاقات دست در دست هم دادند تا این نیل باشد که در ماموریت آپولو ۱۱ به عنوان اولین انسان روی سطح ماه قدم بگذارد. اما غم از دست دادن فرزند کوچک تا آنجا هم با نیل همراه است. شاید این مقدار درونگرایی کم حرف بودن و حتا سرد بودن تنها دلیلش غم از دست دادن فرزند باشد. یکی از بهترین سکانس های فیلم دقیقا زمانی ست که نیل لبه یک چاله ماه ایستاده و درحالی که اشک میریزد گل سر دخترش را درون چاله رها میکند. نیل تا آنجا هم همراه و به یاد دخترش است. در واقع این کارن بود که با مرگش چنین سرنوشت بشری را دگرگون ساخت. جاش سینگر به هیچ عنوان به دنبال قهرمان سازی نبوده و سعی کرده که شخصیت نیل را همانند یک مرد معمولی اما پرتلاش معرفی کند که برای رسیدن به هدفش حتا جان خود را دریغ نمیکند. اما بررسی فیلم از لحاظ کارگردانی.


دمین شزل که تجربه درخشانی از فیلم”wiplash” در کارنامه خود دارد در تازه ترین اثرش هیچ نشانی از آن قاب بندی های فیلم”شلاق” دیده نمی شود. در سکانس های ابتدایی، به شدت دوربین لرزش دارد و این میزان دوربین روی دست اصلا قابل قبول نیست. دوربین روی دست با لنز بسته لرزش های زیادی ایجاد کرده اما بدتر از این ها تدوین همین سکانس های ابتدایی ست که کاملا مشخص است که تدوینگر چاره ای جز تدوین همین پلان ها نداشته و تعداد قابل توجهی جامپ در همان دقایق ابتدایی دیده میشود. چنین اشتباهات فاحشی که کاملا ضعف کارگردان را در دکوپاژ نشان میدهد از یک فیلمسازی که چهارمین اثرش را میسازد و جایزه اسکار بهترین کارگردانی را نیز در کارنامه دارد واقعا بعید است و اصلا قابل قبول نیست. “اولین انسان” در بخش کارگردانی از دیگر آثار شزل پایین تر است حداقل در بیست دقیقه اول. فیلم به غیر از سکانس ابتدایی در بیست دقیقه بعد از آن دچار افت ریتم شده و حتی لحظاتی مخاطب را از فیلم بیرون نگه میدارد. چنین فیلمنامه ای قطعا با کارگردانی بهتر اثر قابل قبول تری محسوب میشد. از نقطه قوت “اولین انسان” بازی بسیار زیبای رایان گاسلینگ در نقش نیل آرمسترانگ است که حتی بازی کلر فوی را تحت تاثیر قرار داده. فیلمنامه مقام دوم را در جدول بهترین ها دارد که اگر پرداخت بیشتری روی شخصیت نیل انجام میشد باورپذیری قهرمان با درصد بیشتری همراه میشد. موسیقی “جاستین هورویتز” از نقاط قوت فیلم محسوب میشود که با هوشمندی آهنگساز در اکثر دقایق اصلا خودنمایی نمیکند و همراه اثر جلو میرود.

نقد فیلم سینمایی" اولین انسان".
“اولین انسان” بهترین فیلم شزل نیست اما میتوانست یکی از جاه طلبانه ترین آثارش شود. اگر شزل چند سال دیرتر و با فیلمنامه ای بهتر چنین اثری را جلوی دوربین میبرد شاید دیگر کسی او را با “شلاق” به یاد نمی آورد. اما آثاری با محوریت سفرهای فضایی همیسشه مورد علاقه مخاطبان سینما بوده. شزل با این اثرش نشان داد که همچنان به تجربه کردن نیاز دارد و میخواهد در گونه ها و داستان های مختلف تجربه کند. کسی چه میداند شاید اثر بعدی او یک فیلم هارور باشد!.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید